تبليغاتX
درخت بی زمین
 مرگ

اين دنيا مثه پليه كه هممون مي كنيم ازش عبور


پايينش جهنم، اونور پل بهشت، نه نزديك نه دور


راحت مي افتي از پل با كاراي كثيف و زشت


پس قدمها رو محكم وردارو برو به سمت سرنوشت


خشت به خشت جاتو محكم كن تو قلب بهشت


حرفامو باور داري؟ يا چيز ديگه ايي تو كلته؟


مهم نيست، راجبش فكر كن، اين بهترين فرصته


راه درست يا غلط يكيش مي شه انتخابت


ديگه انتخابي وجود نداره وقتي فرشته مرگ مي ياد سراغت


صاحبتُ بپرست با تمام وجود و قدرت


هموني كه خلقت كرد، اما نه پوچ و بي علت


اختيارشو داري فكر كني، منفي يا مثبت


مرگ فرار روح از اين جسم خاكي


هجرت انسان به دنيايي پر از پاكي

  . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

اگه انسانها فقط یه لحظه به مردن فکر می کردن

دنیا بهشت می شد؟! نظر شما چیه ؟

|+| نوشته شده توسط مصطفی در جمعه 1385/06/31 و ساعت 6 بعد از ظهر  
 استاد شهریار

حيدر بابا دنيا يالان دنيادي

 

سليماندان نوحدان قالان دنيادي

 

اوغول دوغان درده سالان دنيادي

 

هركيمسيه هر نه وئريب آليبدي

 

افلاطوندان بير قوري اود قاليبدي

 

حيدر بابا يولوم سنن كج اولدي

 

عمروم كچدي گلممه ديم گج اولدي

 

هئچ بيلمه ديم گوزللرون نج اولدي

 

بيلمزديم دنگه لروار دونوم وار

 

ايتگين ليك وار آيرليق وار ئولوم وار

 

 

حيدر بابا يار - يولداشلار دوندولر

 

بير - بير مني چولده قويوب چوندولر

 

چشمه لريم چراغلاريم سوندولر

 

يامان يئرده گون دوندي آخشام اولدي

 

دنيا منه خرابه شام اولدي

 

                                  اره حیدر بابا دنیای دروغی داریم

 

 

|+| نوشته شده توسط مصطفی در پنجشنبه 1385/06/30 و ساعت 11 قبل از ظهر  
 

اینجا نمی شود به کسی نزدیک شد

 
آدم ها از دور دوست داشتنی ترند

 

 

|+| نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه 1385/06/26 و ساعت 5 بعد از ظهر  
 
بهمن ۱۳۸۴ : پسرم اعلام نکردن حقوق بازنشستها چقدر شده

نه مادر هنوز معلوم نیست

اسفند ۱۳۸۴ : تو اون روزنامه هیچی ننوشته درباره حقوق ما

نه هیچی ننوشته

فروردین ۱۳۸۵ : تو که با اینترنت کار می کنی ببین می تونی چیزی درباره حقوق ما پیدا کنی می گن اعلام کردن

نه مامان یه چیزایی گفتن ولی هنوز قطعی نشده

اردیبهشت ۱۳۸۵: پستچی حقوقمو آورد ولی همون مبلغ پارسال بود هنوز معلوم نیست چقدره

خرداد ۱۳۸۵ : مصطفی هنوز اعلام نکردن حقوق ما چقدر اضافه شده

می گن قراره بشه ۲۰۰ هزار تومن ولی هنوز صد در صد نشده

تیر ۱۳۸۵ : پستچی بازم همون حقوق پارسالو آورد میگه هنوز اضافه حقوقاتونو ندادن تو نمیدونی مصطفی چقدر شده

نه مامان درست اعلام نمی کنن

مرداد ۱۳۸۵ : آقای پستچی پس کی این اضافه حقوقای ما رو میدن بازم که همون مبلغ پارساله مصطفی می گن اعلام کردن تو خبر نداری

نه هنوز اعلام نکردن

شهریور ۱۳۸۵ : بالاخره بعد از شش ماه اضافه حقوقا رو پرداخت کردن دستشون درد نکنه

بعد بیاید بگید چرا اینقدر سیاسی می نویسی شما بودین چه جوری می نوشتین عاشقانه حتما آره

اگه را داشت اینجا چند تا فحش آبدار نثار روح اموات این آقایون می کردم تا روحشون شاد بشه

این همه با هم بیگانه

 

این همه دوری و بیزاری

 

به کجا آیا خواهیم رسید آخر

 

 

و چه خواهد آمد بر سر ما با این دل های پراکنده

 

 

           بنشینیم و بیندیشیم

 

|+| نوشته شده توسط مصطفی در چهارشنبه 1385/06/08 و ساعت 10 قبل از ظهر  
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin