|
تقدیم به مارال عزیز
وقتی چشات بوی بارون می دن . وقتی صدای قناریا غمت و بیشتر می کند وقتی دلت لک زده برای آفتاب بهاری وقتی دلت پر از دست تنهایی اون موقع است که می تونی دستاتو تا انتها باز کنیو با تمام وجودت خودتو در آغوش بگیری . همون وقته که تازه می فهمی تنها نیستی تازه می فهمی که هنوز یکی هست که تو رو بغل کنه و برات گریه کنه . .................................................................................................................................................................... جهان راهمين جا نگه دار كمي جلوتر من آن طرف امروز پياده مي شوم كمي نزديك به پنجشنبه نگهدار كسي از سايه هاي هر چه ناپيدا مي آيد از آن طرف كودكي و نزديك پنجشنبه به راه بعد از امروز مي افتد كمي نزديك به پنجشنبه نگهدار تو همان آشناترين صداي اين حدودي كه مرا ميان مكث سفر به كودك ترين سايه ها مي بري با دلم كه هواي باغ كرده است با دلم كه پي چند قدم شب زير ماه مي گردد و مرامي نشيند مي نشينم و از يادمي روم مي نشينم و دنيا را فكر مي كنم جهان را همين جا نگهدار من پياده مي شوم ............................................................ من اينجا بس دلم تنگ است و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است بيا ره توشه برداريم قدم در راه بي برگشت بگذاريم ببينيم آسمان هر كجا آيا همين رنگ است ؟ ......................................................................... بازآ كه غياب تو از حدود
اين همه رويا
هزاره اي ست ... فرستاده ي آخرين آواز آدمي ......................................
یکی از رفیقای موافقم چند روز پیش پدرشو از دست داد
خواستم منو هم در غم خودش شریک بدونه
می دونم سخته خیلیم سخت
من زیاد نوشتن بلد نیستم واسه همینم
از زبون شعر استفاده کردم
نمی گم غم اخرت باشه چون زندگی اینجوریه
ولی آرزو می کنم کمتر غم ببینی
مصطفی(درخت بی زمین)
بشنو از من چون حکایت می کنم...... کز این غم پرستان شکایت میکنم
زمستونا گاز نداریم تابستونا برق
این شده وضع مملکت ما مملکتی که مملو از انرژیه تازه جالب اینه که دکتر چند روز پیش گفتن می خوان ایران آباد و بسازن من که آبادانی تو این مملکت ندیدم شما دیدن به ما هم بگین آبادان داریم که اونم بعد از ۲۰ سال بری توش گریت می گیره جناب شاهرودی هم که از قانون جدید حقوقی صحبت کردن وای به روزمون قانون قدیمشون چی بود که بخواد این جدیده چی باشه خلاصه آشفته بازاریست ................................................................................................ سلام!
(سید علی صالحی) |
|
