تبليغاتX
درخت بی زمین
 طرف ما فاحشه زن خونه داره جز این واسه نون شبش چاره نداره
 

۲۳ فروردین ۸۸

روزنامه همشهری صفحه ۲۰ ستون جامعه

یه مادر که واسه سیر کردن شکم بچه هاش ته مونده غذای یه رستوران تو

خیابون ولیعصر و جمع می کرد . پس مونده ای که هزار جور غذا توش بود

از همه نوعش . بغض کردم نزدیک بود اشکم دربیاد

تو مصاحبش گفته بود کاش فقر نبود.

منم دعا می کنم ایکاش فقر نباشه

زور نباشه

ازادی باشه و لی نفت نباشه

یهو یادم اومد تو مملکتی زندگی می کنیم که سرشاز از انرژیه

بعد گفتم چرا ؟

شما می دونید چرا؟

..............................................................

ما از وقتی چشامنو باز کردیم که جنگ بود

تو دست بابا به جای قلم تفنگ بود

همیشه یه پای زندگی واسه ما لنگ

همیشه جواب اعتراضمون یه سنگ بود

فقط واسه یه بار بزار من بگم غصه رو

من و تو هر دو تا می شناسیم درد و ریشه رو

واسه یه بارم بزار فکر کنم آدمم

تصور کنم تو یه جامعه سالمم

تو تو دلت می خندی اگه تو ناز نعمتی

آخه زندگی واسه ما یه چیز دیگس لعنتی

واسه ما این زندگی نیست مثل خون کندنه

وسط صبح زنده شدن و شب مردنه

به هر کی هر چی که گفتم کسی که چیزی نگفت

طرف ما همیشه یه شب یه شب بد خوف

طرف ما مرگم طاعون داره

طرف ما همه پیادن یه عده سواره

طرف ما کلکسیون بد بختیه

طرف ما همه چی واسه ما بی معنیه

(شاهین نجفی)

|+| نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه 1388/01/23 و ساعت 12 بعد از ظهر  
 
 

سلام بعد از این همه دوری

امیدوارم که همه دوستان سال خوبی پیش رو داشته باشن

خیلی وقت بود می خواستم بنویسم خیلیم سوژه داشتم

ولی حوصله . . . .

بازم امسال عید صدا سیما مصخره بازی سال قبل خودشو تکرار کرد

اشکال نداره بزار اینقدر این کارا رو تکرار کنن ببینیم به کجا می رسن

به قول یکی از دوستان وبلاگ نویس این راه که می روند به ترکستان هم نیست

نمی دونم دوستان پیام تبریک اوباما ریئس  جمهور آمریکای جهانخوار و دیدن یا نه

این لینک این تبریک تو یوتوبهپیام تبریک اوباما من که خیلی لذت بردم

امیدوارم اینا هم ببین و لذت ببرن

فقط یه نکته جالب تو این قضیه بود :

تا موقعی که خود خامنه ای نیاد در موردش صحبت نکنه هیچکی جرات حرف

زدن در این مورد و نداشت صدا سیما اصلا جرات نکرد اعلام کنه که اوباما پیام تبریک

فرستاده اینو میگن دیکتاتوری محض . خیلیم عالی هیچ مشکلیم نداره

خوش و خرم و پایدار باشین

..........................................................................................

خوش می کنم به باده مشکین مشام جان

کز دلق پوش صومعه بوی ریا شنید

سر خدا که عارف سالک بکس نگفت

در حیرتم که باده فروش از کجا شنید

اینش سزا نبود دل حق گذار من

کز غمگسار خود سخن ناسزا شنید

محروم اگر شدم ز سر کوی او چه شد

از گلشن زمانه که بوی وفا شنید

حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس

در بند آن مباش که نشنید یا شنید

|+| نوشته شده توسط مصطفی در دوشنبه 1388/01/03 و ساعت 11 قبل از ظهر  
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin